نامناسب
غیر قابل شنیدن
افتتاح
افتتاح کردن
ناتوان • (آدم) بیعرضه
حبس
زندانی کردن
مظهر (چیزی) بودن
آتشسوزی
بیثبات
شک
بدون تغییر
تاثیر منفی
پیشامد • ضمنی
(عمل) سوزاندن
سوزاندن
نیشدار
برانگیختن
علاقه
شامل شدن
ناسازگار
بیاطلاع
ناراحتی
ناشایست
(فرد) ناشناس • ناشناس
بیهوشی
بیچون و چرا
اجتناب ناپذیر
ایراد
شکاک • (فرد) بیایمان
شک
باورنکردنی
بی فرهنگ
درمانناپذیر
هند
مردد
انکارناپذیر
مستقل
نامعلوم
انگشت اشاره
کد منطقه,کد ناحیه
نشانه
نشانه
هندی • زبان هندی
بیتفاوتی
بیتفاوت
تهیدستی
غیر قابل هضم,سخت هضم
سوءهاضمه
خشم
خشمگین
عمل ننگین
رنگ آبی نیلی • به رنگ نیلی
نشان دادن
بیانضباط • (فرد) بیانضباط
مسلم
مسلماً
لازم
ناراحت کردن
ناخوشی
فردگرا • (فرد) فردگرا
انفرادی
تنبل • فرد سست
اندونزی
اندونزیایی • (مربوط به) اندونزی
مسلم
صنعت
صنعتی • سازنده
منتشر نشده
بینتیجه
بیهمتا
نابرابری
اجتنابناپذیر
غیرقابل ارزیابی
انفارکتوس
عفونی
عفونت
غیرقابل تحمل
بیوفایی
تزریق کردن (پزشکی)
ناچیز
مصدر (فعل) • مصدری
معلول • (فرد) معلول
درمانگاه
پرستار
معلولیت
التهابی
خمیدگی
تاثیرپذیر
تاثیر
اثر گذاشتن روی
کارشناس رایانه
اطلاعات
انفورماتیک • دادهشناختی
خبر دادن
اطلاعات
جرم
زیرساخت (ساختمان)
ناموفق