جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
infernal
01
غیرقابل تحمل, وحشتناک
extrêmement pénible ou insupportable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus infernal
شکل تفضیلی
plus infernal
درجهپذیر
مفرد مذکر
infernal
جمع مذکر
infernaux
مفرد مؤنث
infernale
جمع مؤنث
infernales
مثالها
Ce bruit infernal me donne des migraines.
این سر و صدای جهنمی به من میگرن میدهد.
02
شیطانی, اهریمنی
relatif aux enfers, diabolique ou maléfique
مثالها
Les légendes parlent de créatures infernales venues des enfers.
افسانهها از موجودات دوزخی که از دوزخ آمدهاند سخن میگویند.



























