جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
insomniaque
01
بیخواب, مبتلا به بیخوابی
qui souffre de difficultés à dormir ou d'insomnie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
le plus insomniaque
شکل تفضیلی
plus insomniaque
درجهپذیر
مفرد مذکر
insomniaque
جمع مذکر
insomniaques
مفرد مؤنث
insomniaque
جمع مؤنث
insomniaques
مثالها
Les personnes insomniaques ont du mal à se reposer.
افراد بیخواب در استراحت کردن مشکل دارند.
L'insomniaque
01
(فرد) بیخواب, مبتلا به بیخوابی
personne qui a du mal à dormir
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
insomniaques
مثالها
Les insomniaques boivent parfois du thé pour se détendre.
افراد مبتلا به بیخوابی گاهی برای آرامش چای مینوشند.



























