imprimé
Pronunciation
/ɛ̃pʀime/

تعریف و معنی "imprimé"در زبان فرانسوی

imprimé
01

چاپی (پارچه), چاپ شده

tissu décoré de motifs reproduits par un procédé d'impression
imprimé definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
le plus imprimé
شکل تفضیلی
plus imprimé
درجه‌پذیر
مفرد مذکر
imprimé
جمع مذکر
imprimés
مفرد مؤنث
imprimée
جمع مؤنث
imprimées
مثال‌ها
Ces rideaux imprimés géométriques modernisent la pièce.
این پرده‌های چاپ‌شده هندسی اتاق را مدرن می‌کنند.
L'imprimé
[gender: masculine]
01

پارچه چاپی

tissu décoré de motifs par un procédé d'impression
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
imprimés
مثال‌ها
Cet imprimé géométrique vient d' Afrique.
این پرینت هندسی از آفریقا می‌آید.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه