جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
imprimer
01
چاپ کردن, پرینت کردن
reproduire un document ou une image sur papier à l'aide d'une machine
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
imprime
اولشخص جمع
imprimons
اولشخص زمان آینده
imprimerai
وجه وصفی حال
imprimant
اسم مفعول
imprimé
اولشخص جمع زمان ناقص
imprimions
مثالها
Peux - tu imprimer cette photo en haute qualité ?
آیا میتوانی این عکس را با کیفیت بالا چاپ کنی؟



























