جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impeccable
01
بیعیب, بینقص، کامل
sans défaut ni imperfection
مثالها
Le service était impeccable.
خدمات بیعیب و نقص بود.
02
کاملا تمیز, پاک، بدون لکه
d'une propreté parfaite
مثالها
Sa chemise blanche est restée impeccable toute la journée.
پیراهن سفید او تمام روز بیعیب باقی ماند.



























