جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
impeccable
01
بیعیب, بینقص، کامل
sans défaut ni imperfection
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus impeccable
شکل تفضیلی
plus impeccable
درجهپذیر
مفرد مذکر
impeccable
جمع مذکر
impeccables
مفرد مؤنث
impeccable
جمع مؤنث
impeccables
مثالها
Le service était impeccable.
خدمات بیعیب و نقص بود.
02
کاملا تمیز, پاک، بدون لکه
d'une propreté parfaite
مثالها
Sa chemise blanche est restée impeccable toute la journée.
پیراهن سفید او تمام روز بیعیب باقی ماند.
درخت واژگانی
impeccable
peccable



























