جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
false
مثالها
He presented a false document as evidence in the court case.
او یک سند جعلی را به عنوان مدرک در پرونده دادگاه ارائه داد.
مثالها
The store was selling false designer handbags at a high price.
فروشگاه کیفهای دستی طراحی جعلی را با قیمت بالا میفروخت.
مثالها
He had been a false lover, promising commitment but never following through.
او یک عاشق دروغین بود، تعهد میداد اما هرگز عمل نمیکرد.
مثالها
Her voice wavered and produced a false pitch in the middle of the performance.
صدایش لرزید و در وسط اجرا یک نت نادرست تولید کرد.
05
نادرست, فریبنده
intended to mislead or deceive
مثالها
His calm demeanor gave everyone a false impression that he was unaffected by the bad news.
رفتار آرام او به همه این اشتباه را داد که او از خبر بد متاثر نشده است.
false
01
به طور فریبنده, به طور نادرست
in a deceitful or untrustworthy manner
مثالها
He was betrayed when his colleague played him false and shared his secrets with others.
او هنگامی که همکارش نادرست بازی کرد و اسرارش را با دیگران به اشتراک گذاشت، مورد خیانت قرار گرفت.
درخت واژگانی
falsely
falseness
false



























