جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Close call
01
موقعیت نامشخص (از نظر شکست یا پیروزی)
a situation where there is an equal chance for one to fail or succeed
Dialect
American
Idiom
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
close calls
مثالها
The driver narrowly avoided a collision with a truck on the highway. It was a close call.
راننده به سختی از برخورد با یک کامیون در بزرگراه اجتناب کرد. این یک تماس نزدیک بود.
02
خطری که از بیخ گوش میگذرد, خطر بالقوه
a situation where one avoids a danger just before it is too late
Dialect
American
Idiom
Informal
مثالها
The hikers had a close call with a sudden thunderstorm, but they found shelter in a cave just in time.
کوهنوردان با یک توفان ناگهانی به سختی جان سالم به در بردند، اما به موقع در یک غار پناه گرفتند.



























