جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cheap
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
cheapest
شکل تفضیلی
cheaper
درجهپذیر
مثالها
He found a cheap flight deal for his vacation.
او یک پرواز ارزان برای تعطیلاتش پیدا کرد.
مثالها
The cheap fabric started to tear after a few uses.
پارچه ارزان پس از چند بار استفاده شروع به پاره شدن کرد.
مثالها
He's too cheap to buy a proper gift for anyone.
او برای خرید هدیه مناسب برای هر کسی خیلی خسیس است.
cheap
اطلاعات دستوری
مثالها
The concert tickets were sold cheap to attract a bigger crowd.
بلیطهای کنسرت ارزان فروخته شدند تا جمعیت بیشتری جذب شود.
درخت واژگانی
cheaply
cheapness
cheap



























