جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cheap
مثالها
The store sells clothes that are stylish but cheap.
فروشگاه لباسهایی میفروشد که شیک اما ارزان هستند.
مثالها
She bought a cheap phone that did n't last long.
او یک تلفن ارزان خرید که دوام نیاورد.
مثالها
His cheap behavior was noticeable when he always looked for the lowest-priced option.
رفتار خسیس او زمانی قابل توجه بود که همیشه به دنبال ارزانترین گزینه میگشت.
cheap
مثالها
The old books were available cheap at the used bookstore.
کتابهای قدیمی در کتابفروشی دستدوم ارزان در دسترس بودند.
درخت واژگانی
cheaply
cheapness
cheap



























