جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
بالا و پایین پریدن
بچهها نتوانستند هیجان خود را کنترل کنند وقتی شروع به پریدن روی ترامپولین در حیاط خلوت کردند.
برگشت خوردن (ایمیل), ارسال نشدن
پاسخ خودکار نشان داد که ایمیل به دلیل آدرس گیرنده نامعتبر برگشت خورده است.
پریدن, برگشتن
توپ لاستیکی از دیوار پرید و روی زمین غلتید.
پریدن, به پریدن واداشتن
کودک نتوانست در برابر میل به پرتاب توپ به دیوار بارها و بارها مقاومت کند.
پریدن, جهیدن
همانطور که ماشین از زمین ناهموار عبور میکرد، مسافران احساس کردند که در جاده ناهموار میپرد.
برگشت خوردن, رد شدن
چک اجارهاش برگشت خورد چون فراموش کرده بود پول به حسابش واریز کند.
اخراج کردن, پرتاب کردن
برگزارکنندگان رویداد سیاست سختگیرانهای داشتند و آماده بودند شرکتکنندگانی که رفتار پرخاشگرانه داشتند را اخراج کنند.
برگشت دادن, رد کردن
بانک مجبور شد چک را برگرداند زیرا حساب توسط صاحب حساب بسته شده بود.
نوبتی انجام دادن, تعویض کردن
آنها بین نقشها جابجا میشدند تا پروژه را بهطور روان پیش ببرند.
در رفتن, فرار کردن
میخوام بزنم به چاک، دیر شده.
سلامت (مو)
موهایش پس از درمان حالت ارتجاعی طبیعی داشت.
پرش, کشسانی
تشک فومی دقیقاً مقدار مناسبی از جهش دارد.
پرش, شور و نشاط
کودک با یک پرش در گامش دوید.
پرش, برگشت
پرش توپ از دیوار او را متعجب کرد.
برگشت, پرش
بازگشت نشان میداد که آدرس ایمیل گیرنده دیگر وجود ندارد.
درخت واژگانی



























