جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پیوند کووالانسی بین اتمهای هیدروژن و اکسیژن یک مولکول آب را تشکیل میدهد.
رابطه, پیوند
همتیمیها در طول فصل قهرمانی یک پیوند قوی ایجاد کردند.
اوراق قرضه, باند
سرمایهگذار یک اوراق قرضه دولتی دهساله خریداری کرد.
بند, محدودیت
مچهای زندانی با یک بند چرمی محکم شده بود.
پیوند, اتصال
گیره فلزی به عنوان یک پیوند قوی بین لولهها عمل کرد.
وثیقه قانونی
قاضی وثیقه را به مبلغ ۱۰٬۰۰۰ دلار برای آزادی متهم تعیین کرد.
چسبندگی, پیوند
چسب پیوند محکمی بین پانلهای چوبی ایجاد میکند.
کاغذ با کیفیت بالا, کاغذ بادوام
قرارداد روی کاغذ باند درجه یک چاپ شد.
پیوند زدن (شیمی), پیوند شدن (شیمی)
در واکنش، اتمهای هیدروژن با اتمهای اکسیژن پیوند میخورند تا مولکولهای آب تشکیل شوند.
ارتباط برقرار کردن
آنها به دلیل عشق مشترکشان به پیادهروی و ماجراجوییهای فضای باز به هم پیوند خوردند.
اتصال دادن, جوش دادن
جوشکار قطعات فلزی را به هم متصل خواهد کرد تا یک ساختار محکم تشکیل شود.
تحت کنترل مقامات گمرکی قرار دادن, به گمرک سپردن
شرکت تصمیم گرفت مواد وارداتی را تا زمان آماده شدن برای توزیع، تحت کنترل گمرک قرار دهد.
درخت واژگانی



























