جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
خیس, مرطوب
او از بوی خاک خیس بعد از باران لذت برد.
چترم را فراموش کردم، و حالا در این هوای مرطوب بیرون ماندهام.
مرطوب, جایی که فروش نوشیدنی های الکلی مجاز است
این شهر مرطوب در نظر گرفته میشود، با تعداد زیادی بار و فروشگاه مشروبات الکلی در دسترس ساکنان.
مست, مخمور
پس از سالها مهمانی، او به فردی مست تبدیل شد، که بدون الکل قادر به لذت بردن از رویدادهای اجتماعی نبود.
مرطوب, خیس
هنرمند از لمس بوم اجتناب کرد چون رنگ هنوز خیس بود.
خیس, خیس شده
نوزاد گریه کرد چون پوشکش خیس و ناراحت کننده بود.
میانهرو, لیبرال-محافظهکار
سیاستمدار به دلیل حمایت از سیاستهای اجتماعی پیشرو توسط همکارانش تر در نظر گرفته میشد.
مرطوب, خیس
عکاس از روشهای تر برای ظهور فیلم خود استفاده کرد.
ضعیف, ترسو
رفتار ضعیف او باعث شد که به راحتی مورد آزار قلدرها قرار گیرد.
سرفه خلط دار او هر روز مقدار زیادی مخاط تولید میکرد.
خیس کردن
او قلم موی خود را قبل از شروع به نقاشی خیس کرد.
خیس کردن, ادرار کردن روی
توله سگ به طور تصادفی فرش را خیس کرد در حالی که بازی میکرد.
دم کردن, ریختن آب جوش روی
او پیشنهاد داد که چای را خیس کند در حالی که آنها مستقر میشدند.
خیس کردن, مرطوب کردن
زمین پس از باران شدید خیس خواهد شد.
رطوبت باران لباسهایم را خیس کرد.
ما تمام روز را به دلیل بارانی بودن در داخل خانه ماندیم.
در اتاق جلسات، او به خاطر اینکه یک ضعیف بود که نمیتوانست تصمیمات سخت بگیرد مورد انتقاد قرار گرفت.
خیس, محافظی که از برخی ایدهها یا سیاستهای لیبرال حمایت میکند یا میپذیرد
Wets از تغییر در سیاست اقتصادی که شامل هزینههای اجتماعی بیشتری میشد، حمایت کردند.



























