جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
پرتاب کردن با فلاخن, پرتاب کردن
چوپان یاد گرفت که سنگها را با مهارت پرتاب کند تا گله را از شکارچیان محافظت کند.
پرتاب کردن, انداختن
کابوی به مهارت طناب خود را پرتاب کرد و گوساله فراری را گرفت.
پرتاب کردن, انداختن
هنرمند خیابانی با پرتاب توپهای ژانگلر در الگوهای پیچیده، جمعیت را سرگرم کرد.
بلند کردن, جابجا کردن با استفاده از تسمه
کارگران ساختمانی با استفاده از تسمههای محکم تیرهای فولادی را روی داربست آویزان کردند.
آویزان کردن, حلق آویز کردن
او کولهپشتی خود را روی شانهاش انداخت و به سمت مسیر پیادهروی حرکت کرد.
آویز دست طبی, اسلینگ
آغوشی نوزاد
او از یک آغوشی برای حمل راحت فرزندش در هنگام خرید مواد غذایی استفاده کرد.
قلاب, تیرکمان
فلاخن, تیرکمان
یک کفش با بندی که دور پاشنه می پیچد, یک صندل با بند پاشنه
*کوکتیل اسلینگ
اسلینگ (هر یک از سه نژاد سگ که گوش و دم آنها معمولاً کوتاه میشود)
درخت واژگانی



























