جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
دستورالعمل, قانون
قوانین شطرنج تعیین میکنند که هر مهره چگونه حرکت میکند.
*خطکش
نجار چوب را با یک خطکش فولادی اندازه گرفت.
*قانون
آداب توسط قوانین اجتماعی نانوشته هدایت میشوند.
قاعده, معیار
رفتار او یک قاعده برای نحوه عملکرد کارکنان تعیین کرد.
*قاعده دستورزبانی
کتاب دستور زبان قواعد ساختار جمله را ترسیم میکند.
*قانون
قوانین نیوتن قوانین اساسی فیزیک هستند.
*فرمول
قاعده ضرب به محاسبه احتمالات کمک میکند.
*قوانین دینی
راهبان طبق قاعده بندیکتی زندگی میکنند.
*حکم
این کشور برای دههها تحت حکومت استعماری بود.
*حاکمیت
حکومت پادشاه بیش از چهار دهه به طول انجامید.
حکمرانی کردن, فرمانروایی کردن
پادشاه با اقتدار مطلق بر پادشاهی حکومت میکرد.
*تصمیم گرفتن
قاضی حکم داد که متهم به تمام اتهامات گناهکار است.
*برتریت داشتن
در این صنعت، نوآوری حاکم است بر همه چیز.
حکم صادر کردن
انتظار میرود قاضی پس از بررسی تمام شواهد، هفته آینده در مورد پرونده حکم صادر کند.
*تحت کنترل گرفتن
او مجبور شد بیصبری خود را کنترل کند، در حالی که منتظر شروع جلسه بود.
*با خطکش کشیدن
او با مداد کاغذ را خطکشی کرد تا خطوطی با فاصلههای یکنواخت برای یادداشتهایش ایجاد کند.
حکومت کردن, سلطه داشتن
مریخ بر حمل حکومت میکند، به کسانی که تحت این علامت متولد شدهاند شخصیتی جسور و پرانرژی میبخشد.
درخت واژگانی



























