جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او سالاد را در یک بشقاب سرامیکی بزرگ سرو کرد.
پلاک (اتومبیل)
او پلاک ماشینش را با یک پیام شخصیسازی شده برای یک تماس منحصر به فرد سفارشی کرد.
دندان مصنوعی
مادربزرگ یک پلاک میپوشد تا دندانهای از دست رفته را جایگزین کند.
صفحه, ورق
تکنسین با دقت یک صفحه از شیشه سکوریت را روی نمایشگر نصب کرد.
صفحه, خانه
ضربهزن چرخید و درست قبل از قدم گذاشتن روی صفحه خانه از دست داد.
تصویر جداگانه, صفحه مصور
کتاب شامل یک صفحه از نقشههای تاریخی بود.
بشقاب, قسمت
او یک بشقاب سخاوتمندانه از پاستا برداشت.
صفحه, زره
تانک با صفحات فولادی تقویت شد.
بشقاب جمعآوری, سینی جمعآوری
خدمتکار در طول مراسم بشقاب را رد کرد.
صفحه, ورق
دیوار روی یک صفحه فولادی قرار داشت.
صفحه, صفحه عکاسی
عکاس یک صفحه شیشهای را در معرض نور قرار داد تا تصویر را ثبت کند.
الکترود مثبت, آند
صفحه لوله هنگام گرم شدن الکترون ساطع میکرد.
صفحه, ورقه
پوسته لاکپشت از صفحات استخوانی تشکیل شده است.
بشقاب, ظرف
آشپز یک بشقاب با ارائه هنری آماده کرد.
صفحه, دنده تخت
قصاب سینه را از صفحه برید.
صفحه اقیانوس آرام و صفحه آمریکای شمالی در امتداد "حلقه آتش" با یکدیگر تعامل دارند که منجر به فعالیتهای لرزهای و فورانهای آتشفشانی میشود.
چیدن غذا در بشقاب, سرو کردن
آشپز با دقت پیش غذا را چید، اجزاء را به شیوهای زیبا مرتب کرد.
روکش کردن, پوشش دادن
ظروف نقرهای با طلا آبکاری شده بودند تا ظاهری لوکس داشته باشند.
درخت واژگانی



























