نوامبر
رمان • نو
*مواد غذایی جدید
رمانک
رماننویس
رمانسازی
رمان کوتاه
تازگی,اصالت
فروشگاه هدیه,فروشگاه نوآوری
نوامبر
آدم تازهکار
حالا • اکنون,لحظه حاضر • حالا که • فعلی,مد روز
هر از چند گاهی
گاهی
یا حالا یا هیچوقت
خب حالا
امروزه,در حال حاضر • امروزه
هیچجا • هیچ جا,یک جای دورافتاده • هیچجا • ناامید,گمشده
به هیچ وجه نزدیک نیست,خیلی دور از
نوروز,سال نو فارسی
هیچ,صفر
زیانآور (جسمی)
شی جنسی,عروسک گوشتی
نو جاز,جاز الکترونیک مدرن
*نیو متال
*نیو دیسکو
فرق جزئی
ظریف,با تفاوتهای ظریف
جذاب (از نظر جنسی)
غربالگری شفافیت نوکال
اتمی
حادثه هستهای
بازدارنده هستهای
انرژی هستهای
خانواده هستهای
شکافت هستهای
همجوشی هستهای
واکنش همجوشی هستهای,همجوشی هستهای
پزشکی هستهای
انرژی هستهای
رآکتور هستهای
زیردریایی اتمی
سلاح هستهای
*نوکلئیک اسید
نوکلئوتید
هسته (سلول)
پیکرِ برهنه • برهنه
به کسی زدن • یک فشار کوچک,یک تکان ملایم
بیارزش
شمش,نوگت
آزار,مزاحمت قانونی
بمب اتم • در ماکروویو گرم کردن یا پختن
کاملاً پاک و دوباره نصب کردن,فرمت و نصب مجدد از ابتدا
بی اعتبار,غیر قانونی • هیچ,صفر
آلومورف خالی,خالی آلومورف
باطل
زبان فاعل صفر,زبان پرو-دراپ
باطل کردن
پوچی
بیحس • بی حس کردن,کرخت کردن
نامبت
عدد • شمردن,رسیدن به
متخصص در اعداد
کار کسی تمام بودن
پلاک خودرو,شماره پلاک
بی شمار,غیر قابل شمارش
لاتاری غیرقانونی
بیحسکننده
بی حس,بدون احساس
احمق,نادان
احمق,نادان
سواد ریاضیاتی
صفت عددی,صفت نشان دهنده تعداد
شمردن,با صدای بلند اعداد نوشته شده را خواندن • عددی,قادر به درک و استفاده از اعداد
شمارش,عددخوانی
صورت کسر
عددی
اختصارات عددی
متعدد
سکهشناس
احمق,نادان
احمق,نادان
راهبه
کبوتر راهبه,کبوتر کلاهدار
نونچاکو,سلاح دو چوبی
صومعه
عروسی
پرستار • *کمکم نوشیدن
دکمه تماس پرستار,زنگ تماس پرستار
پرستار متخصص
پرستار بچه,مراقب کودکان
اتاق کودک
صندلی استراحت مادر
شعر کودکانه
مهدکودک
پرستاری
شیشه شیر,بطری شیردهی