جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Numismatist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
numismatists
مثالها
The numismatist spent years assembling a comprehensive collection of rare coins from around the world.
سکهشناس سالها را صرف گردآوری مجموعهای جامع از سکههای نادر از سراسر جهان کرد.



























