جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Numismatist
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
numismatists
مثالها
As a numismatist, she specialized in ancient Roman coins and frequently attended coin conventions to expand her collection.
به عنوان یک سکهشناس، او در سکههای روم باستان تخصص داشت و اغلب در کنوانسیونهای سکه شرکت میکرد تا مجموعهاش را گسترش دهد.



























