جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اعطا کردن, دادن
معلم تصمیم گرفت زمان اضافی به دانشآموزان اعطا کند تا تکالیف خود را کامل کنند.
جایزه دادن, اهدا کردن
کمیته به او به خاطر تحقیقات برجستهاش جایزه اعطا کرد.
پذیرفتن
من به شما اقرار میکنم که پروژه برخی کاستیها دارد، اما هنوز هم یک موفقیت است.
فراهم کردن, اعطا کردن
هتل به ما یک ارتقاء رایگان به یک اتاق بهتر اعطا کرد.
(رسماً) اعطا کردن
کمیته به اتفاق آرا تصمیم گرفت به هنرمند محلی یک اقامتگاه اعطا کند، که این نشان دهنده قدردانی از مشارکت منحصر به فرد او در جامعه است.
انتقال دادن (سند یا حق مالکیت)
سند به او مالکیت کامل ملک را اعطا کرد.
کمک مالی, کمکهزینه
تیم تحقیقاتی یک کمک هزینه برای تأمین مالی مطالعه خود در مورد انرژی تجدیدپذیر دریافت کرد.
انتقال سند
سند نشاندهنده یک واگذاری ملک به مالک جدید بود.
امتیاز, حق
دانشگاه یک گرنت برای اعطای اختراعات دریافت کرد.
مجوز
فرانچایز تحت مجوز از شرکت مادر فعالیت میکند.
درخت واژگانی



























