جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فرم, بروننما، طرح کلی، شکل
فرم ساختمان با سیلوئت منحصر به فردش در برابر خط افق برجسته بود.
بدن انسان
فرم او در درگاه بلند و باریک به نظر میرسید.
فرم
او فرم را با جزئیات شخصی خود پر کرد و در پایین امضا کرد.
ظاهر
این شکل سرگرمی برای مخاطبان جوان جذاب است.
ساختار, ساخت
شکل جمع اسم، زبانآموزان جدید را گیج کرد.
وجه (دستورزبان)
فرم گذشته با "-ed" پایان مییابد.
لانه خرگوش
خرگوش به لانه خود پرید وقتی که نزدیک شدیم.
شکل, حالت
دادهها به صورت گرافیکی ارائه شدند، با استفاده از نمودارها و دیاگرامها برای نشان دادن یافتهها.
فرم (موسیقی)
فرم سونات از بخشهای ارائه، توسعه و بازگشت تشکیل شده است که چارچوبی برای آهنگسازی کلاسیک فراهم میکند.
گونه
این پروانه در یک فرم تیره رخ میدهد که تنها در شمال یافت میشود.
مانکن
لباس روی مانکن بیعیب به نظر میرسید.
قالب
کارگران قالب را قبل از اضافه کردن بتن ایمن کردند.
مهارت, کارآمدی
او پس از ماهها تمرین به فرم خود بازگشت.
کلاس, گروهی از دانشآموزان
دانشآموزان کلاس 10B در یک مسابقه نمایشگاه علوم شرکت کردند.
ساختار ادراکی
ذهن صداها را در شکلهای قابل تشخیص گروهبندی میکند.
شکل دادن
دانشآموزان برای تشکیل یک گروه مطالعه برای امتحانات آینده همکاری کردند.
پدید آمدن, شکل گرفتن
همانطور که دما کاهش یافت، قندیلها شروع به تشکیل شدن در امتداد لبههای سقف کردند.
شکل دادن, درست کردن
نانواها از قالبها برای شکل دادن به کلوچهها در اشکال مختلف استفاده میکنند.
شکل گرفتن, شکل پیدا کردن
با گذشت زمان، خاک رس شروع به شکل گرفتن به صورت یک شکل صاف و گرد کرد در حالی که دست های کوزه گر چرخ را کار می داد.
تشکیل دادن, ساختن
فصلهای یک کتاب شکل میدهند به ساختار روایت.
پروراندن, شکل دادن
معمار یک دیدگاه برای ساختمان جدید شکل داد، طراحی، عملکرد و جذابیت زیباییشناختی آن را تصور کرد.
درخت واژگانی



























