جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
forlorn
مثالها
She felt forlorn after her friends canceled their plans at the last minute.
او پس از اینکه دوستانش برنامههایشان را در آخرین لحظه لغو کردند، احساس تنهایی کرد.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most forlorn
شکل تفضیلی
more forlorn
درجهپذیر
مثالها
The team 's forlorn efforts to win the championship were dashed in the final game.
تلاشهای ناامیدانه تیم برای بردن قهرمانی در بازی نهایی از بین رفت.
درخت واژگانی
forlornly
forlornness
forlorn



























