جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
forlorn
مثالها
The abandoned puppy looked forlorn, waiting by the roadside for its owner to return.
توله سگ رها شده نومید به نظر میرسید، در کنار جاده منتظر بازگشت صاحبش بود.
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most forlorn
شکل تفضیلی
more forlorn
درجهپذیر
مثالها
His forlorn attempt to fix the old car ended in failure.
تلاش ناامیدانه او برای تعمیر ماشین قدیمی به شکست انجامید.
درخت واژگانی
forlornly
forlornness
forlorn



























