جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ابراز کردن
هنرمند احساسات را از طریق رنگهای زنده در نقاشیهایش بیان میکند.
بیان کردن, اظهار کردن
او قدردانی خود را از همکارانش برای حمایتشان در زمان دشوار بیان کرد.
نشان دادن
برای حل مسئله، باید دادههای داده شده را به صورت عبارات و معادلات ریاضی بیان کنیم.
با پست پیشتاز فرستادن, فوری ارسال کردن
او اسناد فوری را از طریق پیک شبانه به مشتری ارسال کرد.
فشردن
او به آرامی اسفنج را فشار داد تا آب اضافی را بیرون بریزد قبل از تمیز کردن کانترها.
(خصوصیات یک ژن را) بیان کردن
آلل غالب برای موهای فر در افرادی که آن را از یک یا هر دو والد به ارث میبرند، بیان میشود.
از طریق اکسپرس, با اکسپرس
بسته اکسپرس ارسال شد تا اطمینان حاصل شود که تا صبح برسد.
صریح, آشکار
او رضایت صریح خود را قبل از شروع فرآیند اعلام کرد.
سریعالسیر
قطار اکسپرس یک سفر مستقیم و سریع بین شهرهای بزرگ ارائه میدهد.
قطار یا اتوبوس سریعالسیر
او اکسپرس صبحگاهی را به مرکز شهر گرفت.
سرویس اکسپرس
شرکت قطعات یدکی را از طریق اکسپرس ارسال کرد.
درخت واژگانی



























