جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
downright
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
What you just said is a downright falsehood.
چیزی که شما گفتید یک دروغ کامل است.
02
صریح, مستقیم
direct and frank, especially in speech or behavior
مثالها
She gave a downright answer that silenced the room.
او پاسخی صریح داد که اتاق را به سکوت کشاند.
downright
01
واقعاً, بسیار
in an extreme or absolute way, often used to intensify
اطلاعات دستوری
مثالها
The food was downright disgusting.
غذا کاملاً تهوعآور بود.



























