جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به سمت پایین, سرازیری
دوچرخهسوار به سمت پایین سرعت گرفت و از هیجان فرود لذت برد.
به سمت پایین, رو به زوال
پس از آنکه شرکت سرمایهگذاران کلیدی خود را از دست داد، وضعیت به سمت پایین بدتر شد.
رو به زوال, رو به وخامت
سلامت روانی او پس از حادثه رو به افول گذاشت.
آنها دوچرخهسواری کردند در طول مسیر سرازیری.
پایین دست, در سرازیری
تلهکابین ما را در ایستگاه پایین دست پیاده کرد.
پس از صعود اولیه، پیادهروی کاملاً سرازیری بود.
سراشیبی, مستقیم و قدرتمند
تیم به دوندههای downhill خود متکی بود تا به سرعت یاردها را به دست آورد.
سراشیبی, اسکی سراشیبی
او سالهاست برای سرازیری تمرین میکند، با هدف قهرمانی ملی.
سواری دوچرخه زمانی هیجانانگیز شد که به سرازیری طولانی رسیدیم.
او در سراشیبی تخصص داشت و در طول مسابقات به سرعت بیش از 100 کیلومتر در ساعت میرسید.
درخت واژگانی
down
hill



























