جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
یک محصول را متنشر کردن
شرکت قصد دارد ماه آینده یک گوشی هوشمند جدید راهاندازی کند.
درآوردن
سرایدار لوازم نظافت را بیرون آورد تا اتاق را مرتب کند.
برجسته کردن, آشکار کردن
معلم از تصاویر برای برجسته کردن نکات کلیدی درس استفاده کرد.
آشکار کردن, بیان کردن
موقعیت استرسزا احساس آسیبپذیری را در او بروز داد.
افشا کردن, آشکار کردن
روزنامهنگار داستانی رسوا آشکار کرد که صحنه سیاسی را تکان داد.
کمک به فرد خجالتی برای بیرون آمدن از لاک خود, اعتماد به نفس دادن
یک معلم حمایتکننده میتواند یک دانشآموز خجالتی را بیرون بیاورد و به او کمک کند تا بیشتر مشارکت کند.
ایجاد کردن, نشان دادن
برخی از داروها میتوانند عوارض جانبی مانند تغییر رنگ پوست ایجاد کنند.
تحریک کردن, بیرون آوردن
فراخوان اتحادیه برای مزایای بهتر، تعداد قابل توجهی از کارگران را به بیرون آورد.



























