جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
به آرامی ضربه زدن, آهسته (به چیزی) ضربه زدن
درامر به آرامی روی طبل اسنیر ضربه میزند در طول بالاد.
بهرهبرداری کردن, استفاده کردن
من از شبکه ارتباطاتم استفاده خواهم کرد تا اطلاعات بیشتری درباره فرصتهای شغلی در صنعت به دست آورم.
از دستگاه شنود استفاده کردن, شنود کردن
کارآگاه مجبور شد تلفن مظنون را شنود کند تا شواهدی از فعالیتهای غیرقانونی جمعآوری کند.
اصرار کردن
احساس گرسنگی کرد، تصمیم گرفت از همخانهاش بخواهد تا قبل از رفتن یک غذای سریع بخورد.
با سوراخ کردن چیزی مایع داخل آن را خالی کردن
کشاورز با دقت درخت افرا را سوراخ کرد تا فرآیند تولید محصولات افرا را آغاز کند.
روی پنجه راه رفتن
خانه قدیمی با صدای جیر جیر در حالی که مشاور املاک از اتاقی به اتاق دیگر ضربه میزد.
به آرامی ضربه زدن
درامر شروع به ضربه زدن چوبهای درام به طبل کوچک کرد و ریتم را برای بقیه گروه تنظیم کرد.
شیر (آب یا گاز)
او شیر را باز کرد و کتری را از آب پر کرد.
صدای ضربهای آرام
من یک ضربه روی پنجره در طول طوفان شنیدم.
ضربه آرام
به قلممو یک ضربه ملایم بزنید تا رنگ اضافی را حذف کنید.
نصب دستگاههای شنود (به خطوط تلفن)
پلیس روی تلفن مظنون شنود داشت.
چوبپنبه
او شیر را در بشکه کوبید تا شراب سرو کند.
ضربه آرام
او یک ضربهی ملایم به میز زد تا توجه همه را جلب کند.
درخت واژگانی



























