جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ساقه
دانشمند ساقه را زیر میکروسکوپ بررسی کرد تا ساختار آن و نحوه انتقال مواد مغذی را مطالعه کند.
ریشه, پایه
در « ناخوشی »، ریشه « خوش » است.
ساقه, پایه
او پایه شکسته لیوان شرابش را تعویض کرد.
چرخش لغزشی, شکل V
او stem را تمرین کرد تا سرعت خود را در شیبهای تند کنترل کند.
دماغه کشتی, پیشانی کشتی
دماغه کشتی به طور تمیزی امواج را میبرید.
ساقه, لوله
او پس از هر بار استفاده ساقه پیپ را تمیز میکرد.
پاها, ساقها
او پاهای بلند و عضلانی دارد که در آن شلوارکها عالی به نظر میرسند.
افزایش تورم اغلب میتواند ناشی از افزایش تقاضا برای کالاها و خدمات بدون افزایش متناظر در عرضه باشد.
متوقف کردن, جلوگیری کردن
اقدام سریع برای قرنطینه افراد مبتلا به متوقف کردن گسترش بیماری مسری در جامعه کمک کرد.
متوقف کردن, مانع شدن
لولهکش به سرعت کار کرد تا جریان آب از لوله ترکیده را متوقف کند.
حذف ساقه, برش هسته
قبل از درست کردن سالاد میوه، لازم است که دم توت فرنگیها را بگیرید تا هسته سفت مرکزی آن حذف شود.
STEM, زمینههای مطالعه و مشاغلی که بر علوم، فناوری، مهندسی و ریاضیات متمرکز هستند
او برای مهندس شدن در حال تحصیل در رشته STEM است.
درخت واژگانی



























