جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
severe
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
severest
شکل تفضیلی
severer
درجهپذیر
مثالها
The city experienced severe flooding after the heavy rain.
شهر پس از باران شدید دچار سیلاب شدید شد.
مثالها
The room had a severe look, with stark white walls and minimal furniture.
اتاق ظاهری سختگیرانه داشت، با دیوارهای سفید خالص و مبلمان کم.
مثالها
The judge had a severe demeanor, never showing leniency in his rulings.
قاضی رفتاری سختگیرانه داشت و هرگز در احکام خود گذشت نشان نمیداد.
مثالها
He received severe punishment for his actions.
او به خاطر اقداماتش مجازات شدیدی دریافت کرد.
مثالها
Recovering from the injury required severe physical therapy and patience.
بهبودی از آسیب به درمان فیزیکی شدید و صبر نیاز داشت.
درخت واژگانی
severely
severeness
severe



























