جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
severe
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
severest
شکل تفضیلی
severer
درجهپذیر
مثالها
The building suffered severe damage from the earthquake.
ساختمان از زلزله آسیب شدیدی دید.
مثالها
He wore a severe black suit to the meeting, with no patterns or embellishments.
او یک کت و شلوار سیاه سخت به جلسه پوشید، بدون طرح یا تزئینات.
مثالها
The coach was a severe disciplinarian, demanding perfection from his team.
مربی یک انضباطدهنده سختگیر بود که از تیمش کمال را طلب میکرد.
مثالها
The city faced severe flooding after the storm.
شهر پس از طوفان با سیلابهای شدید مواجه شد.
مثالها
The marathon was a severe test of endurance and determination.
ماراتن یک آزمون سخت از استقامت و عزم بود.



























