جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
فک (جانورشناسی)
فک به تنبلی روی ساحل سنگی دراز کشیده بود، در حالی که از نور گرم خورشید لذت میبرد.
مهر, لاک مهر
او مهر را ذوب کرد تا پاکت را ببندد.
مهر, تمبر
مقام رسمی مهر را روی گواهی قرار داد.
درزگیر, مهر و موم
شیشه یک درزگیر لاستیکی دارد تا آن را هوابند نگه دارد.
پوشش محافظ, پوشش ضد آب
کف چوبی با یک درزگیر برای جلوگیری از آسیب آب درمان شد.
مهر, نشان
محصولات دارای مهر تأیید سریعتر فروخته میشوند.
مهر, تمبر
مهر از جعل جلوگیری کرد.
خز فوک, پوست فوک
شکارچیان فوک را برای پوست باارزشش فروختند.
درزگیر, مهر و موم
پنجره یک درزگیر لاستیکی دارد تا از ورود جریان هوا جلوگیری کند.
قرارداد بستن
پس از هفتهها مذاکره، دو طرف بالاخره مشارکت تجاری را مهر و موم کردند.
مهر و موم کردن, محکم بستن
او از یک اتوی داغ برای مهر و موم کردن پاکت استفاده کرد، تا مطمئن شود که محتویات آن محرمانه باقی میماند.
مهر کردن, مهر و موم کردن
فرمان سلطنتی با مهر رسمی پادشاه مهر و موم شد که نشان دهنده اصالت و اقتدار آن بود.
مهر و موم کردن, اعمال یک پوشش محافظ
پیمانکار کف بتنی را با یک درزگیر ضد آب مهر و موم کرد تا از آسیب آب و لکه جلوگیری شود.
مهر و موم کردن, محکم بستن
قبل از ارسال، مجبور بودند بسته را با نوار مهر و موم کنند.
شکار خوک دریایی, درگیر شدن در فعالیت شکار خوک دریایی
قبیله بومی به طور سنتی در ماههای زمستان فک شکار میکنند تا معیشت خود را تأمین کنند.
اپراتور سیل, کماندو سیل
SEAL یک مأموریت بسیار محرمانه را تکمیل کرد.
درخت واژگانی



























