جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
از پا افتادن
استرس مداوم میتواند شما را خسته کند و منجر به مشکلات سلامتی شود.
زدن, کشتن
راننده بیاحتیاط تقریباً عابر پیاده را در محل عبور عابر پیاده زیر گرفت.
بدگویی کردن, انتقاد کردن
او سیاست جدید را تحقیر کرد، در حالی که اثربخشی آن را در جلسه زیر سوال برد.
بررسی جزئیات, ردیابی سرنخها
کارآگاه نیاز داشت تا سرنخها را بررسی کند تا پرونده را حل کند.
مرور سریع, بررسی اجمالی
او قبل از ترک خانه لیست وسایل را مرور کرد.
تعقیب کردن, دنبال کردن
مامور پلیس متهم را در خیابانهای شلوغ تعقیب کرد.
تمام کردن, کاهش دادن
استفاده مداوم از تجهیزات، کارایی آن را با گذشت زمان کاهش داد.
تمام کردن, تخلیه کردن
او با استفاده مداوم بدون شارژ کردن، باتری گوشی هوشمند خود را تمام کرد.
بیرمق, خسته، مریضاحوال
پس از دوازده ساعت کار مداوم، او کاملاً احساس خستگی مفرط میکرد.



























