جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
kindly
اطلاعات دستوری
مثالها
They kindly forgave me for being late.
آنها به مهربانی مرا به خاطر دیر کردن بخشیدند.
مثالها
He did n't take it kindly when I pointed out the error.
وقتی که به اشتباه اشاره کردم، او آن را مهربانانه نپذیرفت.
1.2
مهربانانه, مؤدبانه
in a polite, gracious, or courteous manner
مثالها
The host kindly introduced each guest.
میزبان هر مهمان را مهربانانه معرفی کرد.
1.3
مهربانانه, با ملایمت
in a gentle, mild, or pleasant manner
مثالها
The fire crackled kindly in the hearth.
آتش مهربانانه در شومینه ترق ترق میکرد.
formal
مثالها
Kindly refrain from using your phone during the performance.
لطفاً از استفاده از تلفن خود در طول اجرا خودداری کنید.
kindly
01
مهربان, بخشنده
having a sympathetic, gentle, or generous nature
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
kindliest
شکل تفضیلی
kindlier
درجهپذیر
مثالها
He gave her a kindly smile as she entered the room.
وقتی او وارد اتاق شد، به او یک لبخند مهربان داد.
درخت واژگانی
unkindly
kindly
kind



























