جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
kindly
اطلاعات دستوری
مثالها
He kindly offered his seat to the elderly woman.
او مهربانانه صندلی خود را به زن مسن پیشنهاد کرد.
مثالها
The critics did not review the film kindly.
منتقدان فیلم را مهربانانه بررسی نکردند.
1.2
مهربانانه, مؤدبانه
in a polite, gracious, or courteous manner
مثالها
She kindly welcomed us into her home.
او ما را مهربانانه به خانهاش دعوت کرد.
1.3
مهربانانه, با ملایمت
in a gentle, mild, or pleasant manner
مثالها
The breeze blew kindly across the field.
نسیم مهربانانه در سراسر مزرعه وزید.
رسمی
مثالها
Would you kindly close the door behind you?
آیا میتوانید مهربانانه در را پشت سر خود ببندید ؟
kindly
01
مهربان, بخشنده
having a sympathetic, gentle, or generous nature
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
kindliest
شکل تفضیلی
kindlier
درجهپذیر
مثالها
The kindly nurse stayed late to comfort the child.
پرستار مهربان دیروقت ماند تا کودک را آرام کند.
درخت واژگانی
unkindly
kindly
kind



























