queasyquintessence
از 3
queasyquintessence
queasy[adj]

دچار حالت تهوع

quebec[n]

کبک

quebradita[n]

رقص محلی شمال مکزیک

quechua[n]

زبان‌ کچوا

quechuan[n][adj]

زبان کچوا,زبان کچوایی که توسط اینکاها صحبت می‌شد • کچوان,مربوط به کچوا یا زبان آنها

quechuan language[n]

زبان کچوا,زبان اینکاها

queef[n][v]

گاز واژن,باد واژن • گاز واژن خارج کردن,واژن باد کردن

queen[n][v]

ملکه • ملکه شدن,به تخت نشستن

queen bee[n]

*زنبور ملکه

queen blue[adj]

آبی سلطنتی

queen pink[adj]

صورتی اشرافی

queen-of-diamonds[n]

معشوقه طلایی,فاحشه لوکس

queen-size[adj]

کویین سایز (تختخواب و ...)

queen-size bed[n]

تخت دونفره نسبتا بزرگ

queen's cowboy[n]

کابوی ملکه,پلیس سواره سلطنتی

queensberry rules[n]

قواعد رفتار درست

queeny[adj]

زنانه,ژست‌گیر

queer[adj][n][v]

عجیب‌وغریب • همجنسگرا,مرد همجنسگرا • در موقعیت خطرناک، نامطلوب یا دشوار قرار دادن,در وضعیت دشوار قرار دادن

queer as dick's hatband[phrase]

خیلی عجیب‌وغریب

queer bait[n]

طعم کوییر,فریب کوییر

queer pitch[phrase]

چوب لای چرخ گذاشتن

queerly[adv]

به شکل عجیب,به طور غیرعادی

queerplatonic relationship[n]

رابطه کوییرپلاتونیک,رابطه متعهد غیر عاشقانه

quell[v]

سرکوب کردن,خاموش کردن

quench[v]

رفع تشنگی کردن

querulous[adj]

ایرادگیر

query[v][n]

پرسیدن • پرسش,درخواست

query language[n]
quesadilla[n]

کیسدیا (نوعی غذای مکزیکی)

quest[n][v]

جستجو,تحقیق • گدایی کردن,جمع آوری صدقات

question[n][v]

سؤال • زیر سؤال بردن

question and answer[phrase][adj]
question mark[n]

علامت سؤال

question sheet[n]

برگه سوالات,پرسشنامه

questionable[adj]

سوال‌برانگیز

questionably[adv]

به شک,به روشی مشکوک

questioning[n][adj]

بازجویی,استنطاق • پرسشگر,گیج

questionnaire[n]

پرسش‌نامه

quetch[v]

شکایت کردن,نالیدن

quetzal[n]

*درازدامن

queue[n][v]

صف • صف ایستادن

queue up[v]

تشکیل صف دادن

quibble[n][v]

ایراد جزئی • سر هیچ‌و‌پوچ بحث کردن

quiche[n]

کویچه

quick[adj][adv][n]

سریع • سریع • نقطه حساس,محل درد

quick as a dog can lick a dish[phrase]

به سرعت برق و باد

quick as a flash[phrase]
quick bread[n]

*نان فوری بدون خمیرمایه

quick buck[phrase]

پول راحت

quick clamp[n]

گیره کوییک

quick fix[n]

راه‌حل موقت

quick off the mark[phrase]

تیز و بز بودن

quick on feet[phrase]

سریع در تصمیم‌گیری

quick on the uptake[phrase]
quick temper[n]

تندخویی

quick time event[n]

رویداد زمان سریع,رویداد سریع

quick-and-dirty[n]

یک غذاخوری ارزان و سریع,یک رستوران ساده

quick-change[adj][n]

تغییر سریع، همه کاره • تعویض لباس آنی در اجرا

quick-freeze[v]

فوراً فریز کردن

quick-tempered[adj]

زودجوش

quick-thinking[adj]

سریع و کارآمد در تصمیم‌گیری

quick-throw[n]

پرتاب سریع,پرتاب تند

quick-witted[adj]

باهوش و مدبر

quickdraw[n]

کوئیکدراو,کشش سریع

quicken[v]

سریع کردن

quicker[adv]

سریعتر, زودتر

quicker than you can say jackie robinson[phrase]
quickly[adv]

به‌سرعت

quicksand[n]

ماسه‌های روان,ماسه‌های روان

quickscope[n][v]

تیر سریع,نشانه‌گیری سریع • کوئیکاسکوپ,کشتن سریع پس از نشانه‌گیری

quicksilver[n][adj]

جیوه,نقره زنده • متغیر,ناپایدار

quickstep[v][n]

انجام کویک استپ,رقص کویک استپ • رقص سالن سریع

quid[n]

پوند (واحد پول با نماد £)

quid pro quo[n]

معاوضه پایاپای

quiescence[n]

سکون

quiescent[adj]

بدون فعالیت

quiet[adj][n][v][adv]

ساکت • سکوت,آرامش • آرام کردن,ساکت کردن • آرام، بی صدا

quiet as a mouse[phrase]

کاملاً ساکت

quiet as a tomb[phrase]
quiet down[v]

ساکت شدن

quieten[v]

آرام کردن,ساکت کردن

quietly[adv]

بی‌سروصدا

quietness[n]

سکوت,آرامش

quietude[n]

آرامش,سکوت

quietus[n]

رهایی

quiff[n]

مدل موی کوییف

quill[n]

*تیغ جوجه‌تیغی

quilling[n]

هنر ملیله کاغذی

quilt[n][v]

*لحاف • دوختن به هم,به هم پیوند زدن با دوخت

quilted[adj]

به صورت تزئینی به هم دوخته شده

quilted bedspread[n]

روتختی لحاف دوزی شده,پتوی تخت خواب کوک دار

quilting[n]

مواد مورد استفاده برای ساخت لحاف,پارچه لحاف دوزی شده

quim[n]

واژن,کص

quimby[n]

یک آدم دست و پا چلفتی,یک آدم احمق

quinacridone magenta[adj]

سرخابی کیناکریدون

quince[n]

به (میوه)

quinine[n]

کینین,یک آلکالوئید تلخ استخراج شده از پوست درخت گنه گنه؛ در درمان مالاریا استفاده می شود

quinnat salmon[n]

ماهی سالمون کوینات,ماهی سالمون چینوک

quint[n]

پنج,کوینت

quintessence[n]

اصل

LanGeek
دانلود برنامه