جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Quim
01
پست, فرومایه
a woman regarded with contempt
Offensive
Slang
Vulgar
مثالها
The thug called her a quim while pushing her out of the way.
اراذل او را فاحشه خطاب کرد در حالی که او را از راه هل میداد.
02
واژن, کص
female genitalia
Slang
Vulgar
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
quims
مثالها
The old book referred to quim in anatomical descriptions.
کتاب قدیمی به واژن در توصیفهای کالبدشناسی اشاره کرده بود.



























