quim
quim
kwɪm
kvim
limntrimwhimskim

تعریف و معنی "quim"در زبان انگلیسی

Quim
01

پست, فرومایه

a woman regarded with contempt 
quim definition and meaning
توهین‌آمیز
عامیانه
رکیک
مثال‌ها
He shouted "you dirty quim!" across the bar after she refused him. 

او فریاد زد "فاحشه کثیف!" در سراسر بار پس از اینکه او را رد کرد.

02

واژن, کص

female genitalia 
عامیانه
رکیک
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
quims
مفرد مؤنث
quim
neutral form
genitalia
مثال‌ها
He laughed and pointed at the diagram, calling it a quim. 

او خندید و به نمودار اشاره کرد و آن را واژن نامید.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه