qa'aquay
از 3
qa'aquay
qa'a[n]

تالار پذیرایی در معماری اسلامی

qalam[n]

قلم,قلم نی

qatayef[n]

قطایف

qianball[n]

کیانبال,یک ورزش راکتی، که معمولاً در زمینی مشابه اسکواش یا راکت‌بال بازی می‌شود

qibla wall[n]

دیوار قبله,دیواری که جهت قبله را نشان می‌دهد

qottab[n]

قطاب,یک شیرینی سرخ شده ترد از آذربایجان و ایران، پر شده با آجیل شیرین و ادویه، که اغلب در جشن ها سرو می شود

qsr[n]

*رستوران فست‌فود

quack[n][adj][v]

کواک (صدای اردک) • فاقد صلاحیت پزشکی,شارلاتان • کواک‌کواک کردن (صدای اردک)

quackery[n]

تظاهر به حاذق بودن در امر طبابت

quad[n]

حیاط,چهارضلعی

quad bike[n]

موتورسیکلت چهار چرخ,کواد

quad biking[n]

موتور‌ چهار‌چرخ‌سواری

quad-ominos[n]

quad-ominos,یک بازی مبتنی بر کاشی که در آن بازیکنان کاشی‌های منحنی با اعداد مختلف را مطابقت داده و قرار می‌دهند تا یک شبکه متصل از منحنی‌ها ایجاد کنند و امتیاز کسب کنند

quadrangle[n]

چهارضلعی,حیاط مربع

quadrant[n]

ربع,ابزار اندازه گیری برای اندازه گیری ارتفاع اجرام آسمانی

quadrant roadway intersection[n]

تقاطع جاده ای چهارگانه,چهارراه چهارگانه

quadrate[n][adj]

یک شی مربع شکل,یک شکل مربع • چهارگوش

quadratic[n][adj]

معادله درجه دوم • درجه دوم,درجه دویی

quadratic equation[n]

معادله درجه‌دو

quadriceps[n]

ماهیچه چهارسر ران

quadricycle[n]

وسیله نقلیه چهار چرخ,کوادری سیکل

quadrilateral[n][adj]

چهارضلعی • چهارضلعی‌شکل

quadrille[n]

رقص اجتماعی چهارزوجی

quadrillionth[n][det]

کوادریلیون,یک در کوادریلیون • کوادریلیونم,کوادریلیونم

quadriplegia[n]

فلج کامل

quadriplegic[n]

فلج کامل

quadruped[n][adj]

حیوان چهارپا • چهارپا

quadrupedal[adj]

چهار پا,چهارپایه

quadruple[v][n][adj][det]

چهار برابر کردن • چهار برابر,چهار برابر • چهار برابر,چهار بار • چهار برابر,چهار بار

quadruple note[n]

نت چهارگانه,شانزدهم نت

quadruple screening[n]

غربالگری چهارگانه,تست چهارگانه

quadruplet[n]

چهارقلو,مجموعه‌ای از چهار چیز مشابه

quaff[n][v]

یک جرعه بزرگ,یک نوش بزرگ • سر کشیدن (نوشیدنی)

quaggy[adj]

گل آلود,باتلاقی

quagmire[n]

مرداب

quail[v][n]

ترسیدن • بلدرچین

quaint[adj]

عجیب و جالب

quake[n][v]

زلزله,لرزش • لرزیدن,تکان خوردن

qualification[n]

صلاحیت

qualified[adj]

واجد شرایط

qualifier[n]

مسابقه مقدماتی

qualify[v]

واجد شرایط بودن

qualitative[adj]

کیفی

qualitatively[adv]

کیفی,از نظر کیفی

quality[n][adj]

کیفیت • با کیفیت,درجه یک

quality control[n]

کنترل کیفیت

quality of life[phrase]

کیفیت زندگی

qualm[n]

تردید

quandary[n]

سرگردانی

quantifier[n]

کمی‌ساز,تعیین‌کننده کمیت

quantify[v]

اندازه گیری,کمیت سنجی

quantitative[adj]

کمی

quantitative adjective[n]

صفت کمی,صفت مقدار

quantitative analyst[n]
quantitatively[adv]

کمی

quantity[n]

مقدار

quantum[n]

کوانتوم

quantum field theory[n]

نظریه میدان کوانتومی

quantum leap[phrase]
quantum mechanics[n]

مکانیک کوانتومی

quantum physics[n]
quarantine[n][v]

قرنطینه • قرنطینه شدن

quark[n]

کوارک

quark cheese[n]

پنیر کوارک، پنیر تازه

quarrel[v][n]

مرافعه کردن • دعوا

quarrelsome[adj]

پرخاشگر

quarry[n][v]

معدن,سایت استخراج • استخراج کردن,کندن

quarry tile[n]

کاشی معدن,سرامیک معدن

quart[n]

کوارت (واحد اندازه‌گیری)

quartan[n][adj]

(تب) هر چهار روز یک‌بار • چهار روزه,هر چهار روز یکبار اتفاق می افتد

quarter[n][v]

یک‌چهارم • به چهار قسمت تقسیم کردن

quarter crack[n]

ترک یک چهارم,شکاف یک چهارم

quarter note[n]

نت سیاه

quarter panel[n]

پنل ربع عقب,پنل ربع

quarter tone[n]

ربع پرده

quarter-cup[n]

یک چهارم فنجان,یک چهارم فنجان

quarter-hour[n]

ربع ساعت,پانزده دقیقه

quarterback[n][v]

کوارتربک,بازی ساز • بازی کردن به عنوان کوارتربک,کوارتربک بودن

quarterdeck[n]
quarterfinal[n]

یک چهارم نهایی,دور یک چهارم نهایی

quarterly[adj][n][adv]

سه ماهه,هر سه ماه یکبار • فصل‌نامه • سه ماه یکبار,هر سه ماه

quarters[n]

اقامتگاه

quartet[n]

کوارتت

quartette[n]

کوارتت,چهارنفره

quartile[n]

چارک

quarto[n]

قطع رحلی

quartzite[n]

کوارتزیت,نوعی سنگ سخت که به عنوان ماسه سنگ شروع می‌شود اما تحت گرمای شدید و فشار زیر زمین تغییر می‌کند، بسیار سخت و بادوام می‌شود

quasar[n]

اختروش

quasi[adj]

شبیه

quassia[n]

کواسیا آمارا

quat[n]

برگ‌های قات,برگ‌های خات

quatern[n]

چهار,چهارتایی

quaternary[n][adj]

چهار,چهارتايي • چهارتایی، متشکل یا به ویژه چیده شده در مجموعه‌های چهارتایی

quaternion[n]

کواترنیون,چهار

quaternity[n]

چهارتایی,چهار

quatrain[n]

رباعی

quatrefoil[n]

چهاربرگه(معماری)

quattrocento[n]

کواتروچنتو

quaver[n][v]

لرزش,تکان • لرزیدن,تکان خوردن

quay[n]

اسکله

LanGeek
دانلود برنامه