judiciouslyjurisprudence
از 6
judiciouslyjurisprudence
judiciously[adv]

به طور عاقلانه,با دقت

judo[n]

جودو

judogi[n]

جودوگی,لباس جودو

judoka[n]

جودوکا,تمرین کننده جودو

jug[n][v]

بطری بزرگ • داخل ظرف سفالی پختن

jug wine[n]

*شراب ارزان

jugal bone[n]

استخوان گونه,استخوان زیگوماتیک

jugendstil[n]

یوگنداشتیل (سبک هنری)

juggernaut[n]

یک بت خام از کریشنا,یک جگنات

juggins[n]

ساده لوح,زودباور

juggle[n][v]

جاگلینگ,بازی با توپ • چند (توپ را) به هوا پرتاب کردن

juggle frogs[phrase]

هزار کار را با هم چرخاندن

juggler[n]

ژانگوله‌باز

jugglery[n]

تردستی

juggling[n]

ژانگوله‌بازی

jughandle[n]

یک حلقه برگشتی,یک تقاطع حلقه ای

jugular[n][adj]

رگ گردن • مربوط به گردن یا گلو

juice[n][v]

آب‌میوه • *آب میوه یا سبزی را گرفتن

juice box[n]

جعبه آبمیوه,بسته آبمیوه

juice reamer[n]

آبمیوه گیری مرکبات,فشرده کننده آب مرکبات

juiceless[adj]

بی آب,فاقد آب میوه

juicer[n]

آبمیوه‌گیری (دستگاه)

juicy[adj]

آبدار

jujitsuka[n]

تمرین کننده جوجیتسو,جوجیتسوکا

jujube[n]

*عناب

jukebox[n]

جوک‌باکس

julienne[n][v][adj]

ژولین • خلال کردن • خلالی‌خردشده (هویج، سیب‌زمینی و...)

july[n]

ژوئیه

jumble[n][v]

آشفتگی,مخلوط درهم • قاطی کردن,گیج کردن

jumble sale[n]

حراجی

jumble up[v]

بهم ریختن

jumbled[adj]

درهم و برهم,آشفته

jumbo[adj][n]

عظیم

jumbo jet[n]

جامبوجت

jumbojet[n]

جت بزرگ,جامبو جت

jump[v][n]

پریدن • پرش

jump at[v]

از فرصت موجود بهره بردن

jump at the chance[phrase]
jump cut[n]

جامپ کات

jump down throat[phrase]

به کسی توپیدن

jump for joy[phrase]

از خوشحالی بال درآوردن

jump in[v]

بلافاصله شروع کردن

jump off[v]

با موفقیت شروع کردن

jump on[v]

شدید از کسی انتقاد کردن

jump on the bandwagon[phrase]

سوار موج شدن

jump out[v]

پریدن بیرون,ناگهان ظاهر شدن

jump out at[v]

آشکار بودن

jump out of skin[phrase]

از جا پریدن

jump rope[n][v]

طناب پریدن,پرش با طناب • طناب زدن,پریدن از روی طناب

jump scare[n]

وحشت ناگهانی

jump ship[phrase]
jump shot[n]

شوت پرشی,پرتاب پرشی

jump suit[n]

لباس یک تکه چتربازان,کت و شلوار پرش

jump the gun[phrase]

زودتر از موعد اقدام کردن

jump the life to come[phrase]

عجولانه تصمیم گرفتن

jump the light[phrase]

از چراغ قرمز رد شدن

jump the line[phrase]

نوبت را رعایت نکردن

jump the queue[phrase]

صف را رعایت نکردن

jump the tracks[phrase]
jump through hoops[phrase]

هفت خان رستم را رد کردن

jump to a conclusion[phrase]

عجولانه نتیجه‌گیری کردن

jump turn[n]

چرخش پرش,چرخش هوایی

jump-start[n][v]

استارت با کابل,استارت با کمک باتری دیگر • با انرژی شروع کردن,دوباره راه اندازی پر انرژی

jumper[n]

سارافون

jumper cable[n]

کابل استارت,کابل باتری

jumping[n]

پرش

jumping jack[n]

پروانه (حرکت ورزشی)

jumpsuit[n]

لباس سرهمی

jumpy[adj]

عصبی,نگران

junction[n]

تقاطع

junction box[n]

*جعبه تقسیم

juncture[n]

مرحله,لحظه

june[n]

ژوئن

jungle[n]

جنگل,اردوگاه بیخانمانها

jungle cat[n]

گربه جنگلی

jungle green[adj]

سبز استوایی

jungle gym[n]

آویزگاه بازی

jungle music[n]

موسیقی سبک جانگل

junior[n][adj]

دانشجوی سال سوم دانشگاه • تازه‌کار

junior college[n]

کالج جونیور,کالج جامعه

junior high school[n]

مدرسه راهنمایی

junior school[n]

دبستان

juniper berry[n]

میوه ارس

junk[n][v]

آت‌وآشغال • دور انداختن,خلاص شدن از

junk food[n]

غذای ناسالم

junk mail[n]

ایمیل ناخواسته, اسپم

junker[n]

یونکر,عضو اشرافیت پروسی که به ویژه به خاطر نظامی گری شناخته می شود

junket[n][v]

سفر,سفر لذت بخش • شرکت در یک ضیافت یا مهمانی,شرکت کردن در یک ضیافت یا مهمانی

junkie[n]

عملی

junkman[n]

سمسار

junkyard[n]

زباله‌دانی

junta[n]

هونتا,دولت نظامی

jupiter[n]

مشتری (سیاره)

jupon[n]

تونیک بی‌آستین زنانه در قرون وسطا

jurassic[n][adj]

ژوراسیک,دوره ژوراسیک • ژوراسیک (دوره زمین‌شناسی)

juridical[adj]

قضایی

juris doctor[n]

دکترای حقوق,جوریس دکتر

jurisdiction[n]

صلاحیت قضایی

jurisdictional[adj]

مربوط به حوزه قضایی

jurisprudence[n]

حقوق الهی

LanGeek
دانلود برنامه