تکانتکان خوردن • یک حرکت لرزشی نامنظم جزئی,لرزش نامنظم خفیف
جوگلو,خانه چوبی سنتی جاوهای با سقف نوکتیز و حکاکیهای پیچیده، معمولاً در جاوه، اندونزی یافت میشود
توالت,دستشویی
نوشیدنی الکلی تقطیر شده,عرق
زرکوبماهی جان
عضو شدن • ست
متحد شدن
شرکت کردن
با کسی همکاری کردن
(یار) جدانشدنی
اتصال, پیوند
مشترک,همگانی • مفصل • متصل کردن,سرهم کردن
حساب بانکی مشترک
قفل مفصل,تکنیک قفل مفصل
قطعنامه مشترک
بند دار
*ماشین کفرند
رنده اتصال,رنده صاف کننده
مشترکاً
تیرآهن
نگهدارنده تیرچه,براکت حمایت تیر
*جوک (خوراک تایلندی)
جکبال (نوعی خوراک کرهای)
جوک • شوخی کردن
دزدی جوک,سرقت ادبی جوک
شوخ,بذله گو
شوخی,طنزآمیز
ورزشی که عناصر فوتبال و والیبال را ترکیب میکند، با توپی شبیه به فوتبال بازی میشود و از کره جنوبی سرچشمه گرفته است,جوکگو
شوخ,بذله گو
شوخی کنان,به شوخی
مهمانی,گردهمایی اجتماعی • جشن گرفتن,خوش گذراندن
جشن پر شور,شادی و سرور
شنگولی
خوشحال • قایق کوچک,قایق کمکی • شوخی کردن,مسخره کردن • با خوشحالی
شامپانزه مکانیکی شاد,میمون مکانیکی خنده دار
دلگرمی دادن
تکان,لرزش • تکان دادن,لرزاندن
احمق,دست و پا چلفتی
تکان دهنده,با حرکات نامنظم
تکان دهنده,نامنظم
اشتیاق شدید داشتن,وسوسه شدن
نقال دوره گرد (قرون وسطی)
یک مؤسسه کوچک کنار جاده در جنوب شرقی ایالات متحده که در آن میتوانید غذا بخورید، بنوشید و به موسیقی ارائه شده توسط یک جیوکباکس برقصید,یک کافه کوچک کنار جاده در جنوب شرق ایالات متحده که غذا، نوشیدنی و موسیقی جیوکباکس برای رقص ارائه میدهد
آبی جوردی
شوخی کردن,مسخره کردن
هل دادن,راه باز کردن • یک هل دادن,یک تنه زدن
یادداشت,یادداشت کوتاه • خلاصه نوشتن,یادداشت کردن
ریزترین جزئیات
سریع نوشتن
ژول
دفترچه خاطرات
منظمنوشتن
خبرنگاری
مدرسه روزنامهنگاری,دانشکده روزنامهنگاری
روزنامهنگار
روزنامه نگاری,مربوط به روزنامه نگاری
سفر • به سفر رفتن
شاگرد ماهر
جوست,تورنمنت شوالیه ها • سواره بودن و نیزهبازی کردن
شاد و صمیمی
با خوشحالی
غبغب
شادمانی • خوشحال شدن,احساس شادی کردن
لذتبخش
باخوشحالی
شادی,خوشحالی
شادیبخش
با شادی,شادمانه
شادی,خوشحالی
جوی پد,جوی استیک
سواری تفریحی با ماشین,گردش با ماشین برای لذت • راندن برای لذت,گشتن با ماشین بدون هدف خاص
دزد ماشین برای رانندگی خطرناک برای تفریح,راننده خطرناک برای تفریح
دسته کنترل,اهرم کنترل
جیپگ
رقص جوبا (همراه با دستزدن و کوبیدن پا)
ردای بلند مردان عرب
شادی
مسرور
شادی,سرور
*همبرگر جوسی لوسی
یهودی,مربوط به یهودیت
یهودی,مربوط به فرهنگ یا دین یهودی
یهودیت,دین یهودی
مهربانیِ خائنانه
قضاوت کردن • قاضی
از ظاهر قضاوت کردن
هم قاضی، هم هیئت منصفه، هم جلاد
دیدگاه
قضاوت شخصی
قضاوتگر
ارائه خدمات حقوقی
قضائی • قضایی,قوه قضاییه
قوه قضائیه,شاخه قضایی
بررسی قضایی
قضایی,به صورت قضایی
قوه قضاییه,دادگستری
عاقلانه