jogglejudicious
از 6
jogglejudicious
joggle[v][n]

تکان‌تکان خوردن • یک حرکت لرزشی نامنظم جزئی,لرزش نامنظم خفیف

joglo[n]

جوگلو,خانه چوبی سنتی جاوه‌ای با سقف نوک‌تیز و حکاکی‌های پیچیده، معمولاً در جاوه، اندونزی یافت می‌شود

john[n]

توالت,دستشویی

john barleycorn[n]

نوشیدنی الکلی تقطیر شده,عرق

john dory[n]

زرکوب‌ماهی جان

johnny on the spot[phrase]
join[v][n]

عضو شدن • ست

join forces[phrase]

متحد شدن

join in[v]

شرکت کردن

join up[v]

با کسی همکاری کردن

joined at the hip[phrase]

(یار) جدانشدنی

joiner[n]
joining[n]

اتصال, پیوند

joint[adj][n][v]

مشترک,همگانی • مفصل • متصل کردن,سرهم کردن

joint account[n]

حساب بانکی مشترک

joint lock[n]

قفل مفصل,تکنیک قفل مفصل

joint resolution[n]

قطعنامه مشترک

jointed[adj]

بند دار

jointer[n]

*ماشین کف‌رند

jointer plane[n]

رنده اتصال,رنده صاف کننده

jointly[adv]

مشترکاً

joist[n]

تیرآهن

joist hanger[n]

نگهدارنده تیرچه,براکت حمایت تیر

jok[n]

*جوک (خوراک تایلندی)

jokbal[n]

جکبال (نوعی خوراک کره‌ای)

joke[n][v]

جوک • شوخی کردن

joke theft[n]

دزدی جوک,سرقت ادبی جوک

joker[n]

شوخ,بذله گو

jokey[adj]

شوخی,طنزآمیز

jokgu[n]

ورزشی که عناصر فوتبال و والیبال را ترکیب می‌کند، با توپی شبیه به فوتبال بازی می‌شود و از کره جنوبی سرچشمه گرفته است,جوکگو

joking[adj]

شوخ,بذله گو

jokingly[adv]

شوخی کنان,به شوخی

jol[n][v]

مهمانی,گردهمایی اجتماعی • جشن گرفتن,خوش گذراندن

jollification[n]

جشن پر شور,شادی و سرور

jollity[n]

شنگولی

jolly[adj][n][v][adv]

خوشحال • قایق کوچک,قایق کمکی • شوخی کردن,مسخره کردن • با خوشحالی

jolly chimp[n]

شامپانزه مکانیکی شاد,میمون مکانیکی خنده دار

jolly into[v]

دلگرمی دادن

jolt[n][v]

تکان,لرزش • تکان دادن,لرزاندن

jolterhead[n]

احمق,دست و پا چلفتی

jolting[adj]

تکان دهنده,با حرکات نامنظم

jolty[adj]

تکان دهنده,نامنظم

jones[v]

اشتیاق شدید داشتن,وسوسه شدن

jongleur[n]

نقال دوره گرد (قرون وسطی)

jook[n]

یک مؤسسه کوچک کنار جاده در جنوب شرقی ایالات متحده که در آن می‌توانید غذا بخورید، بنوشید و به موسیقی ارائه شده توسط یک جیوکباکس برقصید,یک کافه کوچک کنار جاده در جنوب شرق ایالات متحده که غذا، نوشیدنی و موسیقی جیوکباکس برای رقص ارائه می‌دهد

jordy blue[adj]

آبی جوردی

josh[v]

شوخی کردن,مسخره کردن

jostle[v][n]

هل دادن,راه باز کردن • یک هل دادن,یک تنه زدن

jot[n][v]

یادداشت,یادداشت کوتاه • خلاصه نوشتن,یادداشت کردن

jot and tittle[phrase]

ریزترین جزئیات

jot down[v]

سریع نوشتن

joule[n]

ژول

journal[n]

دفترچه خاطرات

journaling[n]

منظم‌نوشتن

journalism[n]

خبرنگاری

journalism school[n]

مدرسه روزنامه‌نگاری,دانشکده روزنامه‌نگاری

journalist[n]

روزنامه‌نگار

journalistic[adj]

روزنامه نگاری,مربوط به روزنامه نگاری

journey[n][v]

سفر • به سفر رفتن

journeyman[n]

شاگرد ماهر

joust[n][v]

جوست,تورنمنت شوالیه ها • سواره بودن و نیزه‌بازی کردن

jovial[adj]

شاد و صمیمی

jovially[adv]

با خوشحالی

jowl[n]

غبغب

joy[n][v]

شادمانی • خوشحال شدن,احساس شادی کردن

joyful[adj]

لذت‌بخش

joyfully[adv]

باخوشحالی

joyfulness[n]

شادی,خوشحالی

joyous[adj]

شادی‌بخش

joyously[adv]

با شادی,شادمانه

joyousness[n]

شادی,خوشحالی

joypad[n]

جوی پد,جوی استیک

joyride[n][v]

سواری تفریحی با ماشین,گردش با ماشین برای لذت • راندن برای لذت,گشتن با ماشین بدون هدف خاص

joyrider[n]

دزد ماشین برای رانندگی خطرناک برای تفریح,راننده خطرناک برای تفریح

joystick[n]

دسته کنترل,اهرم کنترل

jpeg[n]

جی‌پگ

juba dance[n]

رقص جوبا (همراه با دست‌زدن و کوبیدن پا)

jubbah[n]

ردای بلند مردان عرب

jubilance[n]

شادی

jubilant[adj]

مسرور

jubilation[n]

شادی,سرور

jubilee[n]
jucy lucy[n]

*همبرگر جوسی لوسی

judaic[adj]

یهودی,مربوط به یهودیت

judaical[adj]

یهودی,مربوط به فرهنگ یا دین یهودی

judaism[n]

یهودیت,دین یهودی

judas kiss[n]

مهربانیِ خائنانه

judge[v][n]

قضاوت کردن • قاضی

judge a book by its cover[phrase]

از ظاهر قضاوت کردن

judge jury and executioner[phrase]

هم قاضی، هم هیئت منصفه، هم جلاد

judgment[n]

دیدگاه

judgment call[n]

قضاوت شخصی

judgmental[adj]

قضاوت‌گر

judicature[n]

ارائه خدمات حقوقی

judicial[adj][n]

قضائی • قضایی,قوه قضاییه

judicial branch[n]

قوه قضائیه,شاخه قضایی

judicial review[n]

بررسی قضایی

judicially[adv]

قضایی,به صورت قضایی

judiciary[n]

قوه قضاییه,دادگستری

judicious[adj]

عاقلانه

LanGeek
دانلود برنامه