جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
harshly
مثالها
He was harshly criticized for his mistakes.
او به دلیل اشتباهاتش به شدت مورد انتقاد قرار گرفت.
1.1
به شدت, با خشونت
with an overly strong or damaging effect
مثالها
The cold wind blew harshly against the windows.
باد سرد با شدت به پنجرهها میوزید.
درخت واژگانی
harshly
harsh



























