جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
نگران شدن, اضطراب داشتن
او نگران بود که آیا اجاق گاز را قبل از ترک خانه روشن گذاشته است یا نه.
فرسایش دادن, ساییدن
ترافیک مداوم جاده را فرسوده کرده بود و شیارهای قابل مشاهده ای ایجاد کرده بود.
فرسایش دادن, جویدن
حرکت مداوم طناب شروع به فرسایش لبههای پارچه کرد.
آزار دادن, مالش دادن
کفشها خیلی کوچک بودند و بعد از فقط چند دقیقه پاهایش را آزار میدادند.
تزیین کردن, با طرحهای پیچیده آراستن
صنعتگر قاب چوبی را با طرحهای ظریف تزیین کرد.
حکاکی کردن, ایجاد الگو
باد حکاکی میکرد روی شنها، و الگوهای موجدار در سراسر بیابان به جا میگذاشت.
نگران کردن, آزار دادن
تأخیرهای مداوم در فرودگاه مسافران را نگران میکرد.
آزار دادن, ناراحت کردن
صدای تیک تاک ساعت با نزدیک شدن به مهلت، اعصابش را آزار میداد.
تحریک شدن, ساییده شدن
پاهایش پس از ساعتها راه رفتن با کفشهای جدید شروع به تحریک شدن کردند.
فرت گذاشتن, نصب فرت
لوتیر با دقت فرتها را روی گیتار قرار داد، مطمئن شد که نوتها بینقص هستند.
پرده (ساز)
فرت, الگوی تزئینی
سایش, فرسایش
نگرانی, اضطراب
درخت واژگانی



























