drab
Pronunciation
/ˈdɹæb/

تعریف و معنی "drab"در زبان انگلیسی

drab
01

یکنواخت

(of colors) lacking in brightness and vibrancy
drab definition and meaning
مثال‌ها
The artist chose drab colors for a melancholic feel.
هنرمند رنگ‌های کم‌رنگ را برای احساس ملانکولیک انتخاب کرد.
02

خسته‌کننده, کسل‌کننده

lifeless and lacking in interest
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
drabbest
شکل تفضیلی
drabber
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The novel 's drab characters made it hard to stay engaged.
شخصیت‌های کم‌رنگ رمان، ادامه‌ی همراهی را دشوار می‌کرد.
03

مایل به قهوه‌ای روشن

having a brownish-yellow tint
مثال‌ها
She chose drab curtains for the room, giving it a subdued and earthy feel.
او پرده‌های کدر را برای اتاق انتخاب کرد، که به آن احساسی آرام و خاکی می‌داد.
04

غمگین, اندوهبار

causing dejection
Drab
01

خاکستری مات, قهوه ای زیتونی روشن

a dull greyish to yellowish or light olive brown
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
drabs

درخت واژگانی

drably
drabness
drab
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه