جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Matt
01
ماتی, عدم درخشندگی
the property of having little or no contrast; lacking highlights or gloss
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
matt
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
mattest
شکل تفضیلی
matter
درجهپذیر
مثالها
Her hair looked matt and lusterless after a long day outdoors.
موهایش بعد از یک روز طولانی در بیرون مات و بیرنگ به نظر میرسید.



























