جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
اسکله, بارانداز، لنگرگاه
کشتی به اسکله رسید تا مسافران و بارها را تخلیه کند.
نیمکت متهم, محل متهم
متهم با اضطراب در محل متهم منتظر بود.
دم کوتاه شده, کنده دم
دامپزشک دمگاه سگ را برای بررسی آسیب معاینه کرد.
دم کوتاه شده, دم بریده
کرهاسب با دم کوتاه به دنیا آمد.
اسکله, بارانداز
کالاها از کامیون به اسکله منتقل شدند.
ترشک وحشی, رومکس
برگهای ترشک در یک داروی گیاهی استفاده میشد.
به اسکله بستن
کاپیتان با مهارت کشتی کروز را به اسکله متصل کرد.
کشتی باربری در بندر لنگر انداخت، به آرامی به سمت اسکله تعیین شده حرکت کرد.
کوتاه کردن, بریدن دم
کشاورزان اغلب دم گوسفندان را میبرند (dock) تا از تجمع خاک و مدفوع جلوگیری کنند.
کسر کردن, کاهش دادن
کارفرما تصمیم گرفت یک روز دستمزد کارمندانی که دیر به کار میرسند را کسر کند.
کسر کردن, کاهش دادن
سرپرست مجبور شد به دلیل تاخیرهای مکرر از جین کسر کند، که بر سوابق کلی حضور او تاثیر گذاشت.
درخت واژگانی



























