جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تخته
معلم درس روز را روی تخته در جلوی کلاس نوشت.
در طول جلسه، هیئت مدیره در مورد استراتژیهای بهبود عملکرد شرکت بحث کرد.
میز, تخته
خانواده دور میز برای شام جمع شدند.
اعلانها روی تخته اعلانات در راهرو نصب شده بودند.
تخته, صفحه
آنها مهرههای شطرنج را روی تخته قرار میدهند.
آنها تختهها را به هم میخ کردند تا یک حصار بسازند.
برد کنترل, پنل کنترل
مهندس برد کنترل را برای یافتن خطاها بررسی کرد.
کارت توسعه, کارت رابط
کارت گرافیک نمایش رایانه را بهبود بخشید.
پانسیون, غذا
هتل اتاق و پانسیون را برای مهمانان خود فراهم میکند.
تخته, تخته موج سواری
او قبل از رفتن برای گرفتن موجهای صبحگاهی، تخته خود را موم زد.
سوار شدن (کشتی، هواپیما و غیره)
به مسافران دستور داده شد که با توجه به ردیف صندلیهای اختصاص داده شده به هواپیما سوار شوند.
موقت اقامت کردن
او تصمیم گرفت هنگام تحصیل در دانشگاه با یک خانواده محلی اقامت کند تا محیطی شبیه به خانه را تجربه کند.
اسکان دادن, پناه دادن
مهماندار تصمیم گرفت مسافران خسته را برای شب اسکان دهد.



























