جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ارزانفروشی کردن
در یک بازار رقابتی، کسبوکارها ممکن است قیمتها را پایینتر از رقبای خود تعیین کنند تا مشتریان حساس به قیمت را جذب کنند.
زدن از زیر, بریدن از زیر
او به توپ تنیس زیربرش زد، آن را با دقتی باورنکردنی چرخانده و از روی تور فرستاد.
زیربری کردن, فرسایش زیرین
رودخانه زیربری کرد ساحل را، که باعث فرسایش و ریزش آن در طول زمان شد.
حکاکی کردن, تراشیدن
هنرمند سنگ را تراشید تا یک طرح زیبا به صورت برجسته آشکار شود.
برش مورب زدن, به صورت اریب بریدن
چوببر زیربری کرد درخت را تا مطمئن شود که در جهت درست میافتد.
آندرکات (مدل مو)
او یک آندرکات با قسمت بالایی که به شکل پومپادور آرایش شده بود میپوشید.
ضربه برش, ضربه زیربرش
او یک آندرکات عالی در مسابقه تنیس بازی کرد.
برش زیرین, برش از زیر
نجار یک برش زیرین برای جا افتادن کامل اتصال ایجاد کرد.
برش هدایت, برش راهنما
چوببر قبل از بریدن درخت یک برش زیرین انجام داد.
فیله, گوشت کمر
قصاب فیله گوشت را برای کباب کردن توصیه کرد.
برش زیرین, برش پایینی
جواهرساز با دقت برش زیرین را تمیز کرد تا جایگاه را آماده کند.
درخت واژگانی



























