جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
terse
مثالها
During the meeting, he provided terse instructions, wasting no time in getting to the point.
در طول جلسه، او دستورالعملهای کوتاه و مختصر ارائه داد، بدون اینکه وقت را برای رسیدن به اصل مطلب تلف کند.
درخت واژگانی
tersely
terseness
terse



























