جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تلاش به مقابله با چیزی کردن
تیم تصمیم گرفت با تقسیم پروژه به وظایف قابل مدیریت، با پیچیدگی آن مقابله کند.
با تکل دفاع کردن
او به تمیزی تکل میزند تا از خطا جلوگیری کند.
دوباره توپ را صاحب شدن (از طریق تکل)
تکل لاین بکر، کوارتربک را قبل از اینکه بتواند پاس دهد متوقف کرد.
محکم کردن, ثابت کردن
خدمه بادبان را به دکل محکم کرد قبل از اینکه طوفان شروع شود.
تکل زدن, متوقف کردن
بازیکن راگبی حریف خود را با قدرت اما منصفانه تکل زد تا از یک تلاش جلوگیری کند.
بازیکن تکل, بازیکن مسدودکننده
تکل چپ از کوارتربک در برابر مدافعان ورودی محافظت کرد.
تکل, گرفتن
لاینبکر یک تکل تمیز نزدیک منطقه انتهایی انجام داد.
تکل, بازیکن تکل
تکل قبل از اسنپ در کنار گارد صف میکشد.
تجهیزات کشتی, طناب و قرقره
ملوانان قبل از حرکت کشتی تجهیزات را بازرسی کردند.
تجهیزات ماهیگیری, لوازم ماهیگیری
او تجهیزات ماهیگیری جدیدی از فروشگاه خرید.
تصاحب, دریافت توپ
مدافع یک تکل سریع انجام داد تا مهاجم را متوقف کند.
درخت واژگانی



























