جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
sparkling
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most sparkling
شکل تفضیلی
more sparkling
درجهپذیر
مثالها
She wore a dress adorned with sparkling sequins that shimmered in the light.
او لباسی پوشیده بود که با پولکهای درخشان تزئین شده بود و در نور میدرخشید.
مثالها
He poured glasses of sparkling cider to celebrate the special occasion.
او لیوانهایی از سیدر گازدار ریخت تا این مناسبت خاص را جشن بگیرد.
مثالها
The children ’s sparkling laughter filled the playground with joy.
خنده درخشان کودکان زمین بازی را پر از شادی کرد.
درخت واژگانی
sparkling
sparkle



























