جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to sober up
[phrase form: sober]
01
از مستی درآمدن, هشیار شدن
to stop being under the influence of alcohol
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
up
فعل پایه
sober
زمان حال
sober up
سومشخص مفرد
sobers up
وجه وصفی حال
sobering up
گذشته ساده
sobered up
اسم مفعول
sobered up
مثالها
The designated driver wisely chose to wait and sober up before driving everyone home.
راننده تعیین شده عاقلانه تصمیم گرفت صبر کند و هوشیار شود قبل از اینکه همه را به خانه برساند.
02
از مستی خارج کردن
to reduce the effects of alcohol in a person's system
مثالها
After the party, he needed to sober up his intoxicated roommate before they could have a serious conversation.
بعد از مهمانی، او نیاز داشت که هم اتاقی مستش را هوشیار کند قبل از اینکه بتوانند گفتگوی جدی داشته باشند.
03
هوشیار شدن, واقع بین شدن
to become alert, often after a period of excitement or unrealistic thinking
مثالها
After the celebration, they needed a meeting to sober up the team and discuss the upcoming challenges.
پس از جشن، آنها به جلسهای نیاز داشتند تا تیم را هوشیار کنند و در مورد چالشهای پیش رو بحث کنند.



























