جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او به دوش گرم قدم گذاشت، اجازه داد آب عضلات خستهاش را پس از یک روز طولانی آرام کند.
دوشگرفتن
هر صبح، روزم را با یک دوش گرم شروع میکنم.
رگبار (باران یا برف), بارش
ما یک باران سبک را تجربه کردیم قبل از اینکه خورشید دوباره بیرون بیاید.
باران, جریان
بارانی از جرقهها از مشعل جوشکاری پرواز کرد.
یک جشن تولد نوزاد, یک جشن قبل از تولد
آنها در یک بچهباران برای همکارشان شرکت کردند.
برگزارکننده نمایشگاه, کیوریتور نمایشگاه
کیوریتور نمایشگاه یک مجموعه برای افتتاح گالری سازماندهی کرد.
دوش گرفتن, حمام کردن
او هر صبح قبل از رفتن به کار دوش میگیرد.
باران یا برف شدید باریدن
همین که از خانه بیرون آمدیم، باران شروع شد و در عرض چند ثانیه خیسمان کرد.
باریدن, پاشیدن
طوفان شهر را با تگرگ پوشاند.
باران کردن, پوشاندن
آنها او را برای تولدش با هدیه باران کردند.
باریدن, نثار کردن
منتقدان فیلم جدید را با تحسین باران کردند.
آب پاشیدن, دوش گرفتن
آنها هر صبح گیاهان را با آب آبیاری میکنند.
درخت واژگانی



























